
استان خوزستان
خوزستان ()، استانی در جنوبغرب ایران است که جنوب آن، در کرانهٔ خلیج فارس قرار دارد. گسترهٔ استان خوزستان، ۶۴٬۰۵۷ کیلومتر مربع است و با جمعیتی برابر با ۵٬۱۸۶٬۰۰۰ نفر (۱۴۰۵) چهارمین استان پرجمعیت ایران میباشد. در سال ۱۳۰۳ خورشیدی، مرکز استان خوزستان از شوشتر به اهواز منتقل شد و این شهر تا به امروز، مرکز خوزستان است. از دیدگاه تاریخی، خوزستان یکی از دیرینهترین مناطق قابل سکونت در فلات ایران است که پیشینهٔ زندگی انسان در آن به ۲٬۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و شکلگیری تمدن ایلام در هزارهٔ سوم پیش از میلاد بازمیگردد.
خوزستان از شمال با استان لرستان، شمال غرب با استان ایلام از شمال شرق و شرق با استان چهارمحال و بختیاری، از جنوبشرقی با استان کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب با استان بوشهر و خلیج فارس و از غرب با کشور عراق همسایه است.
استان خوزستان هماکنون دارای ۱۸ نماینده در مجلس شورای اسلامی و ۶ نماینده در مجلس خبرگان رهبری است. شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، شرکت ملی حفاری ایران، شرکت فولاد خوزستان، شرکت نورد و لوله اهواز
پیشینه نام
سرزمینی که امروز خوزستان نامیده میشود، در منابع یونانی و رومی، از دوران هخامنشی تا سدههای نخست میلادی، «سوزیانا» خوانده میشد؛ نامی برگرفته از نام شهر «سوزا» (Susa) (شوش کنونی)، که در دورههایی پایتخت ایلام باستان و در دوران هخامنشی یکی از پایتختهای شاهنشاهی بود. اما بر اساس سنگنوشتههای هخامنشی، خودِ هخامنشیان (حدود ۵۲۰ تا ۳۳۰ سال پیش از میلاد) این ساتراپی را اوژَه (Ūja) یا اووَجَه (uvja) مینامیدند، که در متنهای تاریخی بهصورت Hūjiya (هوجییَه) نیز مشاهده شده است. با پیدایش دودمانهای بعدی مانند اشکانیان و ساسانیان، نام سوزیانا بهتدریج کمتر به کار رفت و در دورهٔ فارسی میانه جای خود را به نامهای دیگر، از ریشهٔ واژهٔ «هوز» و «هوزی» داد و نویسندگان عرب در دورههای بعد، آن را به صورت «خوزی» ثبت کردند.
واژهی هوجی، ۲۴ بار در سنگنوشتههای داریوش بزرگ و یک بار در سنگنوشتهای از خشایارشاه نگاشته شده است. همین واژهٔ Ūja (اوجَـ) است که توسط یونانیها، به شکل اوزَ و اوزی شناسایی شد، سپس بهشکل Uxi نگاشته و ثبت شد و به شکل به صورت «اوکسی» تلفظ شد.
«هوزی» یا «هوجی»، نام قومی غیر سامی بوده است، که از سالهای بسیار پیش از میلاد مسیح، در جنوبغرب ایران زندگی میکردند و پایتخت آنها، شهر «سوسا» بوده است. واژهٔ خوزستان، که تا دورهٔ صفویه، به شکل «هوزستان» بوده است، از دو بخش «هوز» و «ـستان» تشکیل شده و به معنی «سرزمین هوزها» میباشد. «ـستان» پسوندیست که به معنای «سرزمین» است، و از نقشهها و سندهای دیرینه تر پیداست، واژهٔ «خوزی»، شکل دگرگون شدهٔ «هوزی» میباشد.
به گفته ریچارد فرای، در پی حجم بالای مهاجرت عربها از غرب به ایران، بهویژه مهاجرت بنیکعب و بنیلام به جنوب غرب خوزستان، از ابتدای دورهٔ صفویان (از سده ۱۶ تا سده ۱۹ میلادی)، نام این استان بهطور نیمهرسمی از «هوزستان» به «عربستان» تغییر پیدا کرد، تا آنکه در زمان پهلوی اول، بهطور رسمی به شکل «خوزستان» نامگذاری شد و خط پایانی بر تجزیهطلبی شد.
«اوزیستان» یا «هوزیستان»، به معنای سرزمین مردم اوز یا هوز است که در زبان فارسی میانه (همان پهلوی ساسانی) و نیز در زبان پارتی (همان پهلوی اشکانی)، به صورت hūjestān (یعنی هوجِستان) یا hūžestān آمده است. در بخشی از متنی پارتی بر روی دستنویس مانوی M ۵۵۶۹ که از زمان و مکان مرگ مانی میگوید و در سدهٔ سوم میلادی (یعنی سیصد سال پیش از اسلام) نوشته شده است: ترجمه فارسی:
چهار روز گذشته از شهریورماه، روزِ شهریور، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و در شهر بیت لاپاط [یعنی همان گُندیشاپور (جُندیشاپور)]، که پدر روشنایی [یعنی مانی] عروج کرد...
مردم عربی که پس از هجوم اسلام، در این سرزمین ساکن شدند، تلفظ نام این قوم را بهشکل «هوزی» نگه داشتند، و «هوزیها» را به شکل عربی، و بهصورت جمع مکسر بر وزن «اَفعال» خطاب میکردند، یعنی اهواز؛ و شهر اهواز را با نام بازار هوزیها (سوق الاهواز) میشناختند.
ریچارد فرای در مورد خوزستان مینویسد: «خوزستان استانی ثروتمند و کمارتفاع بود که دستِ کم به هفت کوره تقسیم میشد؛ بزرگترین بخش آن، هرمزد اردشیر بود که عربها بدان سوقالاهواز میگفتند».
ابن خردادبه، دیدگاه دیگری دربارهٔ نام اهواز دارد. او نه تنها اهواز چه بسا سراسر گستره جغرافیایی خوزستان امروزی را اهواز میداند. خوزستان را با همان اهواز یکی میداند و آنجا را سرزمینی پهناور، دربرگیرنده هفت کوره برمیشمارد و به آن اکوار الاهواز میگوید. به دلیل قرارگیری همین هفت کوره در این سرزمین، عضدالدوله دیلمی، آنجا را آبوهوا هفت حوزه نامگذارده تا آنجا که مقدسی در سده چهارم هجری، از همهگیری این نام خبر داده و پیروی خود را از آن، اعلام میدارد. همچنین او یادآور میشود که برخی از این حوزهها از میان رفته است.
نقشههای کهن
دوره هخامنشیان
خوزستان (در اصل، هوزستان) یعنی سرزمین مردم هوزی. در سنگنوشتههای فارسی باستان مربوط به ۲٬۵۰۰ سال پیش، برای نامیدن سرزمین ایلام (یعنی جنوبغرب ایران امروز، خوزستان امروزی) واژههای -ʰŪja و -ʰŪvja (اوجیا) بهکار رفته است. این واژهها ۲۴ بار در سنگنوشتههای داریوش بزرگ و یکبار در سنگنوشتهای از خشایارشاه ثبت شده است. این واژهٔ -ʰŪja، همان «هوزی» میباشد که با گذشت زمان، تبدیل به خوزی شده است؛ و در اصل، یک صفت و به معنای «اهل سرزمین ʰŪja و -ʰŪvja» میباشد.
استرابون و پلینیوس از خوزستان به نام اوکسی یاد میکنند. این استان با ایلامیان باستان و شوش پیوند دارد. نام اهواز، شوش و هویزه بازگوکنندهٔ شهروندان این منطقه در زمان ایلامیان است.
دوره ساسانیان
نام خوزستان در فارسی میانه (پهلوی ساسانی) و نیز در پارتی (پهلوی اشکانی) به صورت hūğestān (یعنی هوجِستان) یا hūžestān (یعنی هوژِستان) آمده است. سریانیها به آن بت هوزایه میگفتند.
بخشی از متنی پارتی بر روی دستنویس مانوی M ۵۵۶۹ که از زمان و مکان مرگ مانی میگوید و در سدهٔ سوم میلادی (سیصد سال پیش از اسلام) نوشته شده است:
آوانگاری به خطّ فارسی:
پَد چَفار سَخت، شَهرِوَر ماه، شَهرِوَر رُوژ، دُشَمبَت، اود اِیوَندَس ژَمان، اَندَر اَوِستامای هوژِستان، اود شَهرِستان چِ بِیلاپاد، کَذ اَهراماد هُو پِدَر رُوشن …
آوانگاری به خطّ آوانگار بینالمللی:
برگردان فارسی:
چهار روز گذشته از شهریورماه، روزِ شهریور، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و در شهر بیلاباد (گندیشاپور) که پدر روشنایی (مانی) عروج کرد.
دوره اسلامی
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و صفحه ۲۵۶ نوشته است: «و قیل آنه بلد من خوزستان؛ و لیس ذلک ببعید، غیر ان قول هرقل ملک الروم، حین هرب من انطاکیه الی قسطنطینیه، و التفت الی الشام و قال: «علیک السلام یا سوریه»، سلام مودع، لا یری آنه یرجع الیها بههیچ وجه، دلیل علی ان سورستان هی بلاد الشام.» (ترجمهٔ فارسی: گفتهشده که (سورستان) سرزمین و شهری از خوزستان است و این سخن، دور از صواب نیست ولی هنگامی که هرقل امپراتور رم هنگامی که از انطاکیه به قسطنطنیه میگریخت روی خود را به شام کرده و گفت درود بر توای سوریه و این درود، بدرود کسی با توست که دیگر به تو بازنمیگردد پس گفتار قیصر رم دلیل بر آن است که سورستان شام است)
همچنین در صفحهٔ ۳۶۷:"... فی الثالث و العشرین، ذکران مارجیورجس الشهید، و هو جرجیس المقتول مرارا بألوان العذاب؛ و فی الرابع و العشرین، ذکران مارقوس صاحب الانجیل الثانی؛ و فی الخامس و العشرین، ذکران ایلیا الجاثلیق بخراسان؛ و فی السابع و العشرین، ذکران خریسطفوروس؛ و فی الثلاثین، ذکران شمعون بن صباعی الجاثلیق، المقتول بخوزستان مع من کان معه من النصاری. (ترجمهٔ فارسی: روز بیست و سوم ذکران مارجیورجس شهید است که به انواع عذاب چند مرتبه او را کشتند و روز بیست و چهارم ذکران مارقوس صاحب دومین انجیل است؛ و روز بیست و پنجم ذکران ایلیا جاثلیق خراسان است و روز بیست و هفتم ذکران خریسطفورس است و روز سیام ذکران شمعون صباعی است که در خوزستان جاثلیق نصاری بوده و با دیگر مسیحیان که با او بودند کشته شد.)
ابوسعد سمعانی در ذکر مردم این منطقه و در بیان جغرافیا، بارها به نامهای خوزستان و اهواز اشارهکرده است.
استخری در کتاب المسالک و الممالک، خوزستان را بین فارس و اصفهان و کرخه و لرستان میداند.
ابوعبدالله خوارزمی در نیمهٔ دوم سده چهارم ه.ق در کتاب مفاتیحالعلوم از خوزستان و زبانِ خوزی نام برده است.
در کتاب مروج الذهب (سده چهارم هجری) نیز نام خوزستان بهکار رفته است.
گیتاشناسی
استان خوزستان از شمال و شرق توسط رشته کوههای زاگرس دربرگرفته شده است، با حرکت به سمت درون استان از ارتفاع این کوهها کاسته شده و جای خود را به تپه ماهورها میدهد. خوزستان شامل دو منطقه کوهستانی و جلگهای است. دو پنجم کل گستره این استان کوهستانی و سه پنجم آن جلگهای میباشد. کوه چو، زردکوه، شاویش، آببندان، مامازاد، کوه سیاه و کوه چال، شماری از کوههای خوزستان هستند. جلگه خوزستان شیب کمی دارد و در برخی از نقاط آن گنبدهای نمکی موجود است که نقش بسیاری در شور کردن زمینها و آبها دارد.
رودها
خوزستان پرآبترین استان ایران است. پنج رود بزرگ که از زاگرس سرچشمه میگیرند، زمینهای جلگه خوزستان را سیراب کرده و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، به خلیج فارس میریزند. کارون بزرگترین رودخانه ایران است، این رود از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد. در جنوب شوشتر، رود دز نیز به آن پیوسته و سپس در نزدیکی دهانهٔ خلیج فارس، به اروندرود میریزد. رود کرخه، سومین رود بلند ایران پس از کارون و سفیدرود است. این رود که از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد، پس از پیمودن نزدیک به ۷۵۵ کیلومتر، در جهت جنوب غربی به تالاب هورالعظیم در مرز ایران و عراق میریزد. نام کرخه از شهری در کوره شوش در استان خوزستان به نام کرخا یا کرخه برگرفتهشده است.
رود دز از زاگرس مرکزی در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی بروجرد نزدیکی چهاربره جریان مییابد از نزدیکی شهر اندیمشک میگذرد و پس از عبور از سد دز اندیمشک، از میان شهر دزفول میگذرد و سپس مرز شهرستانهای شوشتر و شوش را میسازد. رود دز در جنوب شهر شوشتر در محلی به نام بند قیر به کارون میریزد. این رود با حجم بالای آب در طول تاریخ شریان حیاتی کشاورزی متمرکز در منطقه بوده است. رود مارون از کوههای راه باریک، سفید و گل گیلک در ۵۳ کیلومتری شمال غرب یاسوج سرچشمه میگیرد پس از تلاقی با رود اعلاء در چم هاشم با نام جراحی به راه خود ادامه میدهد و پس از آبیاری دشت رامهرمز و رامشیر و روی هم رفته پس از پیمودن مسافتی نزدیک به ۴۳۸ کیلومتر به خورموسی و خلیج فارس میریزد. رود هندیجان یا زهره از کهگیلویه سرچشمه میگیرد و دو سرشاخه اصلی آن دو رود آب شیرین یا خیرآباد و آب شور یا شولستان است، این رود پس از گذر از هندیجان به خلیج فارس میریزد.
تاریخ
دوران باستان
«خوزستان» در دوران باستان، بهویژه در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم میشد: بخشهای شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگهای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگهای سرسبز و پرآب بوده است. بخشهای جنوبی که «ایلام» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بهشدت تحت تأثیر فرهنگ «میانرودان» بوده و جغرافیای وسیعی را شامل میشده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.
در سال ۵۵۸ پیش از میلاد پادشاهی کوروش بزرگ (کوروش دوم) در انشان (فارس) و خوزستان آغاز شد و پایتخت هخامنشیان به شوش منتقل شد.
«استرابون» جغرافیدان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگههای جهان میداند؛ زیرا رودخانههای زیادی این دشت را آبیاری میکرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر میساخته است. شاید بر همین اساس بوده که عدهای بر این باورند که نام این سرزمین «هند» یا «اند» بوده که به معنی «جایی با آبهای فراوان» است.
دربارهٔ آبادی مرکز خوزستان در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» تألیف «ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی» جهانگردی از بیتالمقدس آمده است:
«شوشتر در همه این سرزمین، خوشتر، استوارتر و مهمتر از آن شهری نباشد. نهر به دور آن میچرخد نخلستان و باغها آن را فرا گرفتهاند. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند از همه شهرها برتر است، اضداد را در خود جمع و در نزد جهانیان شهرت دارد؛ و دربارهاش گفتهاند آن همچون بهشتی است. باغهایش پر از ترنج و انار خوب، انگور و گلابی عالی و خرما میباشد. بهشت، خوزستان است دیبای آن را به مصر وشام میبرند، مردمش با خوشی عمر میگذرانند.»
همچنین در سفرنامه «ابن بطوطه» جهانگرد مراکشی میخوانیم:
«سر انجام به شهر تستر (شوشتر) رسیدم که در قلمرو اتابک و سر حد بین دشت وکوهستان است. شهری بزرگ، زیبا، خرم و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن زیاد و بازارهای معتبر دارد و از شهرهای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کردهاند، میوه در تستر فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در خوبی بیمانند میباشد.»
وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این منطقه است که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. این دانشگاه را ساسانیان بنیانگذاردند. این دانشگاه پزشکی که به دستور شاپور اول (۲۴۱–۲۷۱ م) به سبب وجود آب و هوا و طبیعت پربار و مناسب در گندی شاپور ساخته شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. دانشمندان و شاعران بزرگی همچون ابونواس حسن بن هانی اهوازی، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران شیعی، مانند ابن سکیت و دعبل خزائی که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشتهاند و زبان به مقاومت گشودهاند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی میکردهاند.
در سال ۲۲۴ میلادی، اردوان پنجم به وسیله اردشیر بابکان حاکم فارس (بعدها اردشیر یکم ساسانی) در نبرد هرمزدگان واقع در استان خوزستان کنونی، شکست خورده و کشته میشود. طی این رویداد پادشاهی ۴۷۱ ساله اشکانیان پایان میپذیرد.
آغاز اسلام
والی بصره در اوایل سال ۱۶ مغیره بن شعبه را از طرف خود مأمور فتح بلاد خوزستان کرد و مغیره به آسانی دهقانان ایرانی اهواز را به تسلیم و قبول جزیه واداشت. اما عمر به علت حرکت زشتی که از مغیره روایت کردند او را از حکومت بصره برداشت و ابوموسی اشعری را به جای او فرستاد. ابوموسی دنباله فتوحات پیشینیان خود را گرفت و پس از چند رشته جنگ، بلاد رامهرمز و شوش را فتحکرد. اما چون به شوشتر رسید به مقاومت هرمزان والی آنجا که در قلعه شهر متحصن بود برخورد، ناچار از خلیفه کمک خواست و عمر دستور داد که از کوفه عمار بن یاسر با لشگریانی به یاری ابوموسی برود.
هرمزان و ایرانیهای شوشتر مقاومتکردند و لشکر عرب با وجود زیادی بر ایشان پیروزی نیافتند تا آنکه با یاری یک ایرانی بر مقام زنان و اطفال مدافعین راه یافتند و این کیفیت پای هرمزان و اصحاب او را در مقاومت سست کرد و جمعی از ایشان برای آنکه به دست مسلمین نیفتند خود و عزیزان خود را کشتند. سرانجام هرمزان از ابوموسی امان خواست و ابوموسی قبول این تکلیف را به امر خلیفه موکول ساخت و هرمزان را به مدینه فرستاد. هرمزان به ظاهر، پیش خلیفه اسلام آورد و عمر برای او وظیفهای نیر مقرر داشت، اما چون بعدها به شرکت در قتل خلیفه و همدستی با ابولولو متهم شد مسلمین او را کشتند.
پس از تسلیم هرمزان، شوشتر و جندیشاپور و بلاد دیگر خوزستان همه مسخر ابوموسی شدند و به این ترتیب فتح قسمت جلگهایِ ایران، به دست مسلمانها به انجام رسید.
نام عربستان در دورهای از تاریخ
در اواخر سده ۱۶ میلادی، قبیلهٔ کعب از عراق به جنوب خوزستان مهاجرت کرد؛ و در پی آن، رفته رفته قبیلههای عرب بیشتری از جنوب عراق به نوار مرزی جنوب غربی خوزستان مهاجرت کردند.
«یاقوت حموی» واژه «خوز» را با نامهای «هوز» و «اهواز» و «هویزه» هم ریشه میداند. «اهواز» محرف واژه «آواز» و «اوجا» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» حک شده که هزار سال پیش، مرکز حکومتنشین استان خوزستان بوده است. پس از هخامنشی، در دوران اشکانی، ساسانی و تمام دوران اسلامی شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بوده است. در سال ۱۳۰۳ در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مرکز حکومتی خوزستان به شهر تازه تأسیس اهواز که در ان زمان به نام ناصرالدین شاه ناصریه خوانده میشد منتقل شد و تاکنون نیز اهواز است.
«به هر حال به وسیله بیگانگان برای تعمیم نام عربستان و فراموش شدن کلمه خوزستان سعی بسیار به کار رفت. این وضع تا سال ۱۳۰۳ه. ش؛ که حکومت مرکزی پیروز شد پس از چندین سال غفلت از امور خوزستان به آن ناحیه توجه کند، باقی بود. در این تاریخ نام عربستان به کلی از فرمانها و مکاتبههای دولتی حذف و به {نام قدیمی آن} خوزستان تغییر نام یافت.»
در شاهنامهٔ فردوسی به تصحیح جلال خالقی مطلق از این خطه با نام خوزیان یاد شده است. برای نمونه:
«ابن منظور» در سال ۶۹۰ خورشیدی در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیلهای از مردم عجم هستند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا میکنند، زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، مستعد رشد این گیاه بوده و بهترین نیشکر را حاصل میداده است.
در کتاب «مجمع التواریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و «حوجستان واجار» آمده است که به نظر میآید، برگرفته از فارسی میانه با عناوین «هوژستان واجار»، به معنای بازار هوزیهاست. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان، «بختیاریها» برای ادای حرف «الف» از «ه» نیز بهره میگیرند؛ بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج» در سیر تحول لفظی با پسوند «ستان»، به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «اوجستان» به «هوزستان» تغییر یافته است. در متون پارتی نیز واژه هوزستان اشاره به نام خوزستان در دوران نوین دارد.
مردم
جمعیتشناسی
برپایه نتیجه نهایی سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، جمعیت استان خوزستان ۴٬۷۱۰٬۵۰۹ نفر بوده است که از این تعداد ۷۵/۵ درصد در مناطق شهری زندگی میکردند.
زبان
زبانها و گویشهای رایج در استان خوزستان، فارسی معیار، گویشهای فارسی خوزستانی (شوشتری، دزفولی، بهبهانی، رامهرمزی، ماهشهری و …)
عربی، گویشهای لری (بختیاری، ملری شمالی، لری جنوبی) و گویشهای قشقایی و مندایی میشوند.
طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ خورشیدی انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد زبانهایی که در این نظر سنجی نمونهگیری شد در استان خوزستان به قرار زیر بود:
فارسی از دیرباز، در کنار زبانها و گویشهای دیگر همچون هوزی و عربی، زبان ارتباطی میان مردم خوزستان بوده است. از ابتدای سدهی بیستم، رفته رفته، خانوادههای روستایی نیز آموزش فارسی معیار را به عنوان زبان رسمی کشور، به فرزندان خود آغاز کردند و این روند همهٔ قومهای ایرانی را دربر گرفت.
ترکیب زبانی در خوزستان
بر اساس یک پیمایش انجامشده از سوی وزارت فرهنگ در سال ۲۰۱۰ میلادی، ۳۳٫۶ درصد از جمعیت خوزستان (یعنی حدود ۱٫۶ میلیون نفر)، در اصل، عرب هستند.
جزئیات دستهبندی زبانهای رایج در استان خوزستان:
تا پیش از جنگ ایران و عراق، تمرکز جمعیت عربزبانهای خوزستان، بیشتر در شهرهای آبادان، خرمشهر، دشت آزادگان، شادگان، شوش و هویزه بود، اما با شروع جنگ، جنگزدگان عربزبان، به شهرهای امیدیه، ماهشهر و اهواز و شهرکهای اطراف آنها، نقل مکانهای گسترده داشتهاند.
مؤسسه گلاتولوگ، گویشها و لهجههایی ازجمله آبادانی، اهوازی، شوشتری، دزفولی، بهبهانی و رامهرمزی را در دسته فارسی خوزستانی قرار میدهد.
سایر زبانها و گویشها حضور گسترده دارند. استان خوزستان محل اسکان قشلاقیِ برخی ایلهای کوچروی بختیاری است.
دزفولی و شوشتری، هم در میان مردم بومی شهرهای دزفول و شوشتر و هم در مرکز استان و برخی شهرهای دیگر، رواج دارند.
اکثریت مردم بهبهان و دزفول و رامهرمز فارس تبار با گویشهایی از فارسی یا لری میباشند
گویشهای لری جنوبی، به چندین شاخه، ازجمله لری لیراوی، بهمئی، طیبی، کهگیلویهای و … دستهبندی میشوند، که در شهرهای صیدون، رامهرمز، امیدیه، آقاجری، بهبهان، هندیجان، ماهشهر و اهوازساکن هستند. از لرهای جنوبی ساکن در استان خوزستان میتوان لرهای کهگیلویهای (شامل جاکی) و دسته لیراویها را نام برد که در این میان، ایل بهمئی جمعیت قابل توجهای دارد. همچنین حیات داوودی و دیگر طایفهها و ایلها نیز در استان حضور دارند. در شهرهای هندیجان و ماهشهر، گویشهای هندیجانی و ماهشهری رواج دارند که بهدلیل وجه اشتراک فراوانی که با گویشهای لری دارند، یکی از گونههای آن بهشمار میآیند.
مردم قشقایی نیز، بخشی از جمعیت هفتکل را تشکیل میدهند و در مرکز استان نیز حضور دارند. در شهرهای شمالی خوزستان، و همچنین در بندر امام، زبان کردی جنوبی، جزو زبانهایی ست که در حدی از اقلیت، رایج میباشد. هرچند که بیشترین جمعیت کردزبان در خوزستان، در اهواز حضور دارند، همچنان جزو اقلیتها، شمرده میشود. همچنین زبانهای دیگری در میان گروههای قومی کوچکتر در خوزستان رایج هستند، همچون «مندایی نو»، که زبان قوم مندائی یا صابئین میباشد و در بعضی از شهرهای استان خوزستان باقیمانده است. امروزه بیشتر منداییان به فارسی و شماری از آنها، به زبانهای دیگر استان خوزستان صحبت میکنند.
وضعیت اجتماعی
مهاجرت
استان خوزستان بالاترین نرخ مهاجرت به بیرون را در میان استانهای ایران دارد. بسیاری از مردم خوزستان، بنا به دلایلی همچون آب ناسالم، ریزگردها و هوای نامطبوع، دمای بالای هوا در بیشتر ماههای سال و …، به شهرهای شمالی کشور مهاجرت میکنند.
اقتصاد و منابع طبیعی
برداشت خرما در سال ۲۰۲۰ در خوزستان ۵۶۰ هزار تن خرما بود.
کارخانجات ذوب و فولاد و لولهسازی و دیگر محصولات آهنی، ازجمله صنایعی هستند که اثر بسزایی در اقتصاد استان دارند. ازجمله این مجموعهها میتوان به کارخانههای لولهسازی خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت فولاد خوزستان، نورد کاویان و شرکت نورد و لوله اهواز اشاره کرد.
دمای بالای هوا از یک سو و تمرکز صنایع بزرگ در استان خوزستان از سوی دیگر، باعث شدهاند که این استان پس از استان تهران بزرگترین مصرفکنندهٔ انرژی در ایران باشد. فشار این وضعیت، که مستقیم آن بر دوش صنعت برق است، تهدیدی برای گسترش و پیشرفت استان خوزستان است. از سوی دیگر، بسیاری از نیروهای متخصص یا کارآفرین، تمایل به مهاجرت به مناطق خوش آب و هواتر دارند. همچنین افزایش دما تأثیر نامطلوبی بر بخشهای رفاهی، تفریحی، صنعت و بهخصوص کشاورزی دارد که در دراز مدت میتواند آثار سوء خود را به رخ استان بکشد. اما بر اساس یک نظریه قدیمی، هر تهدیدی میتواند یک فرصت نیز بشمار رود.
گفته میشود در طول سال، حدود ۳۰۰ روز هوای آفتابی در ایران وجود دارد که البته این آمار در خوزستان بسیار بیشتر است؛ یعنی استان خوزستان در شمار بهترین مناطق ایران و جهان در زمینه استفاده از پتانسیل انرژی خورشیدی به حساب میآید.
نیروگاههای حرارتی و گازی استان عبارتند از رامین، زرگان، آبادان، خرمشهر و فجر.
تا چندی پیش قابلیت کشتیرانی تجاری در رود کارون تا بندری در شهر اهواز وجود داشت و بخشی از بار ترانزیت تجاری از این راه منتقل میشد. اما در پی عدم رسیدگی این کاربرد درحال حاضر منتفی است و کشتیرانی تجاری به شکل عملی انجام نمیگیرد. بندرهای آبادان و خرمشهر (با دسترسی از رود بهمنشیر) و ماهشهر و بندر امام پیش از جنگ ایران و عراق از لحاظ تجاری اهمیت فراوانی داشتند و مجموعهٔ این بندرها با خط آهن خرمشهر-تهران، مسیر پراهمیتی برای حمل و نقل تجاری بود، اما در طول جنگ ایران و عراق، آسیب فراوانی دیدند و به واقع مخروبه و متروکه شدند و امروز با روندی بسیار کُند، به کسری از وضعیت سابق خود نزدیک میشوند.
آب فراوان رودهای کارون، کرخه و هندیجان (زهره)، جراحی، مارون، اروندرود و دز که بیشتر جزو پرآبترین رودهای ایران هستند و ساختار جلگهای استان خوزستان، قابلیت بالقوهٔ کشاورزی فراوانی در آن ایجاد کرده است. جدا از کشاورزی سنتی و نیمه مکانیزهٔ محصولات سنتی (مثل برنج، گندم، مرکبات و صیفیجات)، نیشکر هم به صورت صنعتی در قالب طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی استان خوزستان در ابعاد جغرافیایی وسیعی کاشته شده و مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. ازجمله صنایع جانبی قدیمی نیشکر در خوزستان، مجتمع کاغذسازی هفتتپه است که از دیرباز با استفاده از ضایعات نیشکر به تولید کاغذ میپردازد.
تقسیمات استانی
استان خوزستان دارای ۳۰ شهرستان، ۷۱ بخش، ۱۴۸ دهستان و ۹۰ شهر است.
استان خوزستان
جزایر خوزستان
خوزستان دارای چند جزیره است که ازجمله آنها میتوان به جزیره بونه و جزیره دارا که به آنها دیره و بنه هم میگویند و همچنین به جزیره قبر ناخدا، جزیره آبادان و جزیره مینو اشاره کرد.
میراث فرهنگی و گردشگری
خوزستان در جنگ ایران و عراق
این استان از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا واپسین روز جنگ ایران و عراق همواره صحنه عملیاتهای گوناگون ایران برای بازپسگیری مناطق اشغال شده توسط نیروهای ارتش عراق بود. در آغاز جنگ شهرهایی چون آبادان، سوسنگرد، بستان، دزفول، اندیمشک، خرمشهر، و اهواز که مرکز استان بود، بارها هدف حملات موشکی و توپخانه ارتش عراق قرار داشتند.
خوزستان ازجمله استانهایی است که در طول جنگ ایران و عراق دچار آسیب و خسارت فراوانی شد. اشغال طولانیمدت برخی مناطق استان، موشکباران دایمی برخی شهرها و حملات هوایی و زمینی به شهرهای دزفول، بستان، هویزه، سوسنگرد، اهواز، شوش، شوشتر، شادگان، اندیمشک و بسیاری از مناطق دیگر، باعث آسیبهای فراوان به سرمایههای طبیعی و انسانی و زیرساختهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شد.
باستانشناسی
چغازنبیل ثبت شده در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو
سازههای آبی شوشتر (مجموعه آبشارها، آسیابها، پلها و سدهای باستانی) ثبت شده در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو
قلعه سلاسل (شوشتر)
معبد بردنشانده (مسجدسلیمان)
صفه سر مسجد (مسجدسلیمان)
کاخ آپادانا (شوش)
بند میزان (شوشتر)
پل بند لشکر (شوشتر)
مسجد جامع شوشتر
آرامگاه دانیال نبی (شوش)
قلعه شوش
برج کلاه فرنگی شوشتر (شوشتر)
پل بند شادروان (شوشتر)
آرامگاه یعقوب لیث
خانه تیزنو (دزفول)
حمام شاه رکن الدین (دزفول)
حمام کرناسیان (دزفول)
خانه سوزنگر (دزفول)
پل قدیم (دزفول) (با ۱۷ سده سابقه)
الیماییس
ارجان (بهبهان)
تپهٔ چغا در گتوند
آتشگاه مسجدسلیمان
شیرهای سنگی بختیاری
شهر باستانی ایذه (آیاپیر، آنزان، انشان، مالمیر)
منطقه باستانی کول فرح (ایذه)
منطقه باستانی اشکفت سلمان (ایذه)
کلیسای ارامنه (آبادان)
مسجد رنگونیها (آبادان)
موزه آبادان
سینما تاج آبادان
خانه بچاری (آبادان)
اسکله بحرکان (هندیجان)
رود هندیجان (هندیجان)
دهنو (هندیجان)
محوطه چنگا (اندیکا)
بردگوریهای باغات کتک (اندیکا)
تشکوه (رامهرمز)
عمارت صمیمی (رامهرمز)
غارهای تاریخی ستلون و آسیاب آبی کوچک سرچشمه در ابوالفارس رامهرمز
قلعه دا و دختر (رامهرمز)
وضعیت اقتصادی
در جریان سفر محمدباقر قالیباف به خوزستان، نمایندگان این استان گزارشهایی از مشکلات این منطقه دادند که نشاندهنده بحران آب، بیکاری گسترده و وجود طرحهای نیمه تمام بزرگ در استان خوزستان است. بر اساس گزارشی که روز ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ منتشر شد، رئیس مجلس در نشست پایانی سفر گفت با وجود اینکه ۳۰ درصد منابع آبی ایران در استان خوزستان هستند، «۷۰۰ روستای این استان با تنش آبی» مواجه هستند. حبیب آقاجری، نماینده ماهشهر نیز در این نشست گفت که با وجود صنایع بزرگی که در این منطقه وجود دارد، «نرخ بیکاری این منطقه حدود ۲۵ درصد است». او همچنین از بحران آب و حاشیهنشینی بهعنوان دیگر مشکلات این منطقه نام برده و گفت: «بیشترین پول و منابع اعتباری در حوزه انتخابیه من است، اما گردش پول در تهران است».
بحران آب روستاهای خوزستان در طول سال ۱۳۹۸ بارها مطرح شد و برخی نمایندگان مجلس از وجود بحران آب در ۸۰۰ روستای این استان خبر داده بودند. در خردادماه ۱۳۹۸، شهروندان بخش غیزانیه در ۴۵ کیلومتری اهواز در اعتراض به این وضعیت تجمع کردند که با برخورد نیروی انتظامی مواجه شدند. محمد مولوی، نماینده آبادان گفت که شرایط نامناسب زندگی در این استان باعث شده که ۲۰۰ هزار نفر از استان خوزستان به سایر مناطق کوچ کنند. در شهریور سال ۱۳۹۷ پروانه سلحشوری، نماینده تهران خبر داد که در «چند سال اخیر»، حدود ۴۰۰ هزار نفر از این استان به شهرهای شمالی ایران مهاجرت کردهاند. ابراهیم متینیان، نماینده رامهرمز و رامشیر در مجلس نیز در این نشست گفت که طرح ۵۵۰ هزار هکتاری به «موضوع سیاسی» تبدیل شده و «بطورعمد اجرایی نمیشود».
اشاره این نماینده به مجلس به طرح ۵۵۰ هزار هکتاری به طرحی بازمیگردد که سال ۱۳۷۵ و در جریان سفر علی خامنهای به استان خوزستان مصوب شد. در این طرح ابتدا قرار بود برای توسعه کشاورزی در ۸۰۰ هزار هکتار از زمینهای استانهای خوزستان و ایلام برنامهریزی شود ولی پس از مدتی اعلام شد که این طرح در ۵۵۰ هزار هکتار از این زمینها اجرایی میشود. با وجود گذشت بیش از ۱۴ سال از تصویب این طرح، هنوز سرنوشت نهایی این طرح و زمان اجرای کامل آن مشخص نیست.
صنعت برق در استان خوزستان
تاریخ برق در استان خوزستان با فوران اولین چاه نفت در این استان ارتباط مستقیم دارد. در ساعت چهار صبح روز پنجم خرداد ۱۲۸۷ با فوران نفت از چاه شماره یک در مسجدسلیمان، نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به وقوع پیوست وحیات اقتصادی و اجتماعی ایران را به کلی دگرگون کرد. در سال ۱۲۹۰ یعنی ۳ سال پس از فوران نفت از چاه میدان نفتون مسجد سلیمان، پالایشگاه آبادان ساخته شد.
برای فراهمآوری برق مورد نیاز جهت انتقال نفت از مسجد سلیمان به پالایشگاه نفت آبادان از طریق تلمبه خانهای در منطقه تمبی واقع در مسجدسلیمان یک نیروگاه بخار با قدرت ۶۰۰ کیلووات ساخته شد. این نیروگاه علاوه بر برق تلمبه خانه، روشنایی تأسیسات و معابر، برق موردنیاز برخی بخشهای شهررا نیز فراهم میکرد. به این ترتیب میتوان گفت که صنعت برق در استان خوزستان تاریخی به بلندی تاریخ کشف نفت دارد و همزمان با گسترش صنایع مرتبط با نفت، صنعت برق نیز بهعنوان یک زیرساخت ضروری گسترش و توسعه یافت و از حالت یک کالای لوکس جهت فراهمکردن روشنایی خانههای بزرگان و اشراف خارج شد و ماهیتی زیربنایی و خدماتی به خود گرفت. از آن زمان تاکنون صنعت برق در استان خوزستان دوران بسیار پر فراز و نشیبی را طی کرده است.
برق در اهواز
حاج میرزا حسین خان موقر بوشهری که از تجار بزرگ در حدود سالهای ۱۳۰۸ شمرده میشد و صاحب چندین کشتی تجاری نیز بود برای فراهمآوری برق کارخانه یخ تازه احداثش، از موتور برق استفاده کرد که آن را روی نوعی قایق به نام دوبه نصب کرده بود و به این ترتیب اولین استفاده از انرژی برق رقم خورد.
میرزا حسین خان موقر بعدها نخستین کارخانه تولید برق اهواز را در ساحل شرقی کارون ساخت. این منطقه اکنون محل استقرار بانک ملی مرکزی است و روبروی ترمینال ۲۴ متری کنونی اهواز میباشد. از آن زمان اهواز دارای برق شد و خانوادههای نقشینه، حاجی خان دولتی، مرتضوی، جزایری، علوی، فتحی و شاهرودی که دارای تمکن مالی بودند منازل و معابر منتهی به منازل خود را با استفاده از روشنایی برق کارخانه روشن ساختند. با توجه به اینکه در آن زمان هنوز کنتور نیز استفاده نمیشد، روش محاسبه بهای برق نیز به این صورت بود که با توجه به تعداد شعلههای برق (لامپ) و تعداد چراغ برق از مشترکان مبالغی دریافت میشد.
دیدنیها
شهرها
صنایع دستی و سوغات
صنایع دستی استان خوزستان خاصه منسوجات و صنعت حریر بافی در گذشته معروف بود.المقدسی جغرافیدان عرب از منسوجات شهر یاد کرده است. عبای نازک و ضخیم شوشتر و اطراف آن مشهوراست. در شادگان نیز عبابافی رواج دارد. در خوزستان بافت مقنعه و بافت "چَفیه" رواج دارد. همچنین در شوشترملحفه (ملافه) و در دزفول لنگ بافته میشود. جاجیم بافی در شادگان رایج است. سایر صنایع دستی استانخوزستان عبارتند از: قالیبافی، قلابدوزی، جاجیم و گلیم، حصیر و بوریا، چادر شب، ورشو سازی، چوقابافی و گبهبافی که بیشتر توسط عشایر بختیاری و عرب بافته میشوند
خرما
یکی از استان های برتر در تولید و صادرات خرما استان خوزستان می باشد و نیمی
کلیچه
کلیچه یکی از شیرینی های بومی
حلواشکری
حلوا شکری یک فرآورده غذایی است که
مرکبات
در زمینه کشاورزی دزفول جزو مناطق برتر می باشد و پرآب ترین منطقه کشاورزی در استان
کپوبافی
یکی از صنایع دستی بسیار مرسوم در
گلیم افشار
گلیم افشار یکی از هنرهای دست
احرامی بافی
در گذشته خوزستان از مراکز مهم
عبا بافی
بافت عبا در بعضی از مناطق استان


