قاجاریان
شاهزادهنشین قاجار مرو یک امیرنشین مستقل بود که از حدود ۱۷۴۷ تا ۱۷۸۸ در آسیای میانه وجود داشت. این امیرنشین توسط خاندان عزالدینلو از قاجارهای مرو اداره میشد که از زمان صفویه حاکمان این شهر بودند. این امیرنشین پس از مرگ نادرشاه در سال ۱۷۴۷ استقلال خود را به دست آورد و روابط خوبی با خان بخارا دانیال بیگ داشت. هنگامی که پسر دانیال بیگ شاه مراد خان در سال ۱۷۸۵ قدرت را به دست گرفت، لشکرکشیای را آغاز کرد که منجر به کشته شدن بیرامعلی خان قاجار، حاکم مرو شد. در سال ۱۷۸۸ کل مرو فتح و به خانات بخارا ضمیمه شد. آخرین حاکم، محمد حسین خان به تهران گریخت.
پیشزمینه
در سده شانزدهم، منطقه مرو مورد مناقشه میان خانات خیوه، خانات بخارا و امپراتوری صفوی بود. اگرچه اسماعیل اول آن را با نبرد مرو در سال ۱۵۱۰ فتح کرده بود، اما اندکی بعد خیوه آن را اشغال کرد. کمی بعد در ۱۵۹۳ در زمان عبدالله خان کنترل مرو به دست بخارا افتاد. با این حال، چند سال بعد، لشکرکشیهای شاه عباس کبیر علیه ازبکان منجر به انتصاب یک والی صفوی (بکتاش خان استاجلو) به مرو در سال ۱۶۰۰ شد. در سال ۱۶۰۸، محراب خان قاجار، اولین نفر از سلسله طولانی والیان قاجار مرو، جانشین او به عنوان والی شد. بخش بزرگی از جمعیت مرو را قبایلی تشکیل میدادند که توسط شاه عباس بزرگ اسکان داده شده بودند.
در اواخر سده هفدهم و اوایل سده هجدهم، مرو به عنوان یک مرکز اقتصادی و سیاسی رو به زوال گذاشت. قاجارهای مرو شروع به اعلام استقلال خود از قدرت رو به زوال دولت صفوی کردند. از سال ۱۷۱۵، محمد علی بیگ، رئیس قاجاریان، سه فرماندار متوالی مرو را اخراج کرد و پس از سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲، حاکمیت کامل مرو را به دست گرفت. ملک محمود سیستانی نیز تلاش کرد تا حکومت خود را بر مرو اعمال کند که ناموفق بود. در سالهای ۱۷۲۳–۱۷۲۴، همزمان با شرایط نامطلوب در مرو، نادرشاه افشار به نمایندگی از حاکمان قاجار شروع به مداخله در سیاست مرو کرد. او سعی کرد جانشین محمد علی بیگ، فولاد بیگ، را به عنوان فرماندار حفظ کند. با این حال، فولاد بیگ توسط تاتارها کشته شد و سپس آنها شروع به تخریب مرو کردند. در عرض یک دهه، نادر قدرت تاتارها و ترکمنها را در اطراف مرو نابود کرد. کلبعلی خان افشار، والی مرو از سال ۱۷۳۸ به بعد، سیستم آبیاری را که در اثر حملات آنان ویران شده بود، احیا کرد و فعالیتهای غارتگرانه ترکمنها را تا جایی که صرفاً برای فعالیتهای تجاری وارد واحه میشدند، تضعیف نمود.
در طول لشکرکشی سال ۱۷۴۰ علیه بخارا، نادر به حاکمان مرو دستور داد تا تدارکات ارتش را فراهم کنند. با این حال، با وجود همه این اقدامات، بسیاری از سربازان او در مسیر بیابانی مرو تا بخارا جان باختند و این اتفاق نادر را به پاکسازی حکومت ایالتی ترغیب کرد. اکثر والیان محلی کشته شدند و نادر، شاهقلی بیگ قاجار، پسر محمدعلی بیگ، را به عنوان فرماندار محلی مرو منصوب کرد و حکومت موروثی قاجار را بر شهر احیا کرد. در آخرین سالهای حکومت نادر شاه، شاهقلی بیگ قاجار علیه درخواست مالیاتهای سنگین شورش کرد، اما دستگیر و کور شد.
پیشینه
با مرگ نادرشاه در سال ۱۷۴۷، مرو توانست به یک امیرنشین مستقل تبدیل شود. بیگلربیگی علی نقی خان قاجار برای مدت کوتاهی در سال ۱۷۵۱ مشهد را اشغال کرد و در امور خراسان (که در این زمان به دلیل ناتوانی شاهرخ شاه در اعمال اقتدار خود بر روسای قبایل محلی، دچار هرج و مرج شده بود) مداخله کرد. انزوای مرو و منابع کشاورزی حاصلخیز واحه به سران قاجار اجازه داد تا استقلال خود را اعلام کنند، به ویژه با توجه به آشفتگی همسایگانش (ایران، خیوه و بخارا) در آن زمان. یکی از بازدیدکنندگان در سده هجدهم، جمعیت مرو را حدود ۱۵۰۰۰ نفر تخمین زده است. این شهر توسط سدی بر روی مرغاب پشتیبانی میشد و سران قاجار برای محافظت از منطقه، قلعهای را در آنجا داشتند. برجستهترین حاکم این امارت، بیرامعلی خان قاجار بود، که روابط خوبی با دانیال بیگ امیر بخارا داشت. آنها رابطهای شبیه پدر و پسری داشتند در حدی که دانیال بیگ، بیرامعلی خان را «فرزند» خطاب میکرد.
حمله ازبکان
پس از مرگ دانیال بیگ در سال ۱۷۸۵، بیرامعلی خان هدایایی برای پسر و جانشینش شاه مراد فرستاد. با این حال، شاه مراد لحن خصمانهای نسبت به قاجارها در پیش گرفت زیرا میخواست از مرو به عنوان پایگاهی برای عملیات علیه ایران استفاده کند. در سالهای ۱۷۸۵ و ۱۵۸۶، شاه مراد اولین لشکرکشی خود را به سمت مرو آغاز کرد. طی این حمله بیرامعلی خان قاجار کشته شد و سرش به بخارا فرستاده و به دار آویخته شد. پس از عقبنشینی نیروهای بخارا، مردم مرو، حاجی محمد حسین، پسر بیرامعلی خان را از مشهد بازگرداندند تا حاکم مرو شود. در سال ۱۷۸۸، شاه مراد دومین لشکرکشی خود را به سمت مرو رهبری کرد و شهر را فتح و سیستم آبیاری آن را نابود کرد. با حمله او حکومت قاجاریان بر مرو به پایان رسید زیرا محمد حسین خان مجبور شد برای حفظ امنیت خود به ایران فرار کند. اهالی ایرانی مرو نیز به اجبار به بخارا کوچانده شدند.
در سالی که مرو سقوط کرد، آقامحمد خان در حال جنگ و ستیز با دیگر مدعیان در نقاط مختلف ایران بود. البته هیچ نشانی از آن نیست که بیرامعلی خان از آقامحمد خان درخواست یاری کرده باشد یا حتی فرصت این کار را داشته است.
در ۱۲۱۰ هجری قمری، آقامحمد خان که مشهد را تصرف کرده بود، در نامهای به شاهمراد خان، حاکم بخارا، خواستار بازگرداندن اهالی مرو از بخارا شد. متن نامه، بنا به روایت تاریخ منتظم ناصری، به این شرح است:
بلخ بامی و مرو شاهیجان و زمین داور و سیستان و قندهار و کابل از اجزای ملک پادشاهان ایران بودهاند. اکنون شما را چه افتاده که بلخ بامی و مرو شاهیجان را تصرف نمایید و آنگاه دست بر قتل بیرامعلی خان قاجار عزالدینلو که از طوایف علیه ماست گشایید؟… به تختگاه موروث و مکتسب خود بازگردند و گرد کینه و فزونی نگردند تا ما نیز به حدود و سنور و ثغور قدیمه ایران قانع شویم و از این سوی آب جیحون فراتر نجوییم.
گرفتاریهای آقامحمد خان در شمال غرب ایران و درگیریهایش با روسها، او را از اقدام مؤثر در شمال شرق ایران بازداشت و پس از قتلش در قلعه شوشی، تهدیدش ناتمام ماند.
فرمانروایان
- ۱
آقا محمد خان✦
آغا محمد خان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه در ایران است. زاده: ۲۷ محرم ۱۱۵۵ هجری قمری برابر با ۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ خورشیدی و ۱۷ ژوئن ۱۷۴۲ میلادی در دشت اشرفی در میانه راه ساری به گرگان؛
تاجگذاری: ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۹۵ هجری قمری برابر با ۱ فروردین ماه ۱۱۶۱ خورشیدی و ۲۱ مارس ۱۷۸۲ میلادی در ساری؛
مرگ: ۲۱ ذی الحجه ۱۲۱۱ هجری قمری برابر ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۱۷۷ خورشیدی و ۱۷ می۱۷۹۸ میلادی در شوشا؛
آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت میکرد. اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.
آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغهای اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمهاش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقهباش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند. در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید. این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوتاه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمیبرد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع اما بیتجربه - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهمترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..
- ۲
فتحعلی شاه✦
محل تولد فتحعلیشاه شهرستان دامغان است در کوچهای که بموجب این تولد همچنان بنام کوچه مولود خانه مشهور عام میباشد. کریمخان زند پس از سرکوب شورش محمد حسن خان قاجار در شمال ایران. دو پسر وی به نامهای آغامحمدخان و حسینقلی خان را مورد لطف و نوازش خویش قرار داد. وی محمدخان را با خود به شیراز برد و حکومت دامغان رانیز به برادر دیگر حسینقلیخان سپرد.
وی فرزند حسینقلیخان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید. لقب اصلی او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد(در آن روزگار ۲۵ سال را هم قرن میدانستند.)
نام اصلی فتحعلی، خان بابا خان بود ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید.جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمینهای قفقاز از ایران انجامید در زمان این پادشاه رخ داد. میتوان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد ولیعهد او پسرش عباس میرزا بود که در این جنگها از خود دلاوری نشان داد.ولی عباس میرزا پیش از فتحعلی شاه مرد؛ پس پسر او محمد میرزا ولیعهد شد که پس از مرگ فتحعلی شاه با نام محمد شاه برتخت نشست.
فتحعلی شاه پس از به قدرت رسیدن با نزدیک شدن به علمای شیعه و مجتهدین تلاش زیادی کرد تا پایههای مشروعیت قدرت نوپای قاجار را در میان مجتهدینی که هنوز در آرزوی دوران صفوی بودند، محکم کند و تا حدود زیادی نیز موفق بود.وی توانست در جنگهای ایران و روس از حمایت علما در ترغیب مردم به جهاد بهره مند گردد. گفته میشود که فتحعلی شاه ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشتهاست.
- ۳
محمد شاه✦
محمد شاه قاجار (۶ ذیقعده - ۱۲۲۲ تبریز - ۶ شوال ۱۲۶۴ تجریش) نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزا بود. وی سومین شاه از دودمان قاجار بود.
فتحعلی شاه با اینکه فرزندان بسیاری داشت ولی برای مهر فراوانی که به عباس میرزا داشت پس از مرگش پسرش را ولیعهد خواند.محمد شاه در تاریخ قاجار شاه گمنام و کم اهمیتی است. پیش زمینه جدا شدن افغانستان از ایران در روزگار او رخ مینمود. پس از او پسرش ناصرالدین میرزا و ناصرالدین شاه آینده بر تخت نشست. مهد علیا همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. مرگ محمد شاه به دلیل بیماری نقرس بود.
در ابتدای سلطنتش قائممقام فراهانی را که مشاور و وزیر پدرش عباس میرزا بود به وزارت گماشت اما پس از مدتی به دلیلی فشارهای درباریان، علما (به دلیل اقدامات اصلاحی وی) او را بر خلاف قسمی که نزد پدرش مبنی بر نریختن خون قایم مقام خورده بود، کشت. محمد شاه که از نوجوانی سخت تحت تأثیر تعالیم صوفیانه حاجی میرزا آقاسی بود وی را به عنوان جانشین وی منصوب نمود. محمد شاه به دلیل گرایشات صوفیانه خودش و وزیرش حاجی میرزا آقاسی با مجتهدین و علمای مذهبی رابطه خوبی نداشت.
- ۴
ناصرالدین شاه✦
ناصرالدینشاه قاجار (۶ صفر ۱۲۴۷ ه - ۱۷ ذیقعده ۱۳۱۳ ه)، معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد «شاه شهید»، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.
وی در سال ۱۲۴۸ هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۸۴۹ میلادی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست. برای بازپسگیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیسها، بهویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسیها به بوشهر ناچار به واپسنشینی شد.
نخستین بار در ۱۸۴۵ میلادی به اروپا سفر کرد. او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.
وی در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال ۱۳۱۳ قمری به دست میرزا رضای کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری ترور شد.
- ۵
مظفرالدین شاه✦
مظفرالدین شاه پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود. او پس از کشته شدن پدرش ناصرالدین شاه، و پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن، شاه شد و از تبریز به تهران آمد.
او نیز مانند ناصرالدین شاه چند بار با وام گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپایی رفت. در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوششهای صدراعظمهایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عینالدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.
او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت. وی فردی بیمار بود و به این دلیل اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود داد.
مظفرالدین شاه قاجار پسر چهارم ناصرالدین شاه قاجار و پسر شکوه السلطنه. وی چهل سال حاکم آذربایجان بوده و در پنج سالگی به عنوان ولیعهد انتخاب شد. وی پس از قتل ناصرالدین شاه قاجار سریعا به تهران حرکت کرد و در امارت بادگیر تاجگذاری نمود.دو ماه پس از جلوس وی میرزا رضای کرمانی در میدان مشق به دار آویخته شد.و از اتفاقات مهم در دوران وی ظهور اولین سینماتوگراف بود.
مظفرالدین شاه پنجمین شاه سلسله قاجار و کسی است که دوره ولایت عهدی اش سه برابر دوره سلطنتش به درازا کشید. او که در سال ۱۲۶۹ ه.ق به دنیا آمد، چهارمین فرزند ناصرالدین شاه بود، اما چون دو برادر بزرگ ترش در خردسالی درگذشتند و مادر برادر سوم یعنی مسعود میرزا ظل السلطان از خانواده شاهی نبود، ولایت عهدی را از آن خود کرد. هشت ساله بود که به للگی رضاقلی خان هدایت به آذربایجان فرستاده شد و یک سال بعد در ۱۲۷۸ به ولایت عهدی رسید.
از دوران اقامتش در تبریز که قرار بود آیین شهریاری را به ممارست بیاموزد، چیز دندان گیری گزارش نشده است، مگر آن که به روایت اغلب تاریخ نویسان مشروطه، چاپلوسان ناشایست دوره اش کرده بودند و سبب شدند که ساده دل و کم سواد و عیاش بارآید.
- ۶
محمدعلی شاه✦
محمدعلی شاه (۱۲۸۹ ه تبریز - فروردین ۱۳۰۴ خ بندر ساوونا / ایتالیا) ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در ۱۲۸۵ هجری خورشیدی به حکومت رسید. او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود. مخالفت او با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان استبداد صغیر میگویند به خونریزی بسیاری انجامید و سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.
او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد.
پس از چیرگی مشروطه خواهان بر کشور و گریز شاه به سوی روسیه؛ مجلس پسر او را به شاهی گماشت و حتی یک پول ماهیانه نیز برای محمدعلی میرزا پرداخت کرد.ولی با این همه محمد علی میرزا چندی پستر باز در اندیشه بازگشت به شاهی افتاد و با سپاهی که فراهم کرده بود به ایران تاخت ولی سخت شکست خورد و آن پول ماهیانه را نیز باخت.
- ۷
احمد شاه✦
احمدشاه در سال ۱۳۱۴ ه.ق. برابر با ۱۲۷۵ خورشیدی در شهر تهران به دنیا آمد. او پسر ملکه جهان و محمد علی شاه بود و پس از فتح تهران و خلع پدرش، در ۱۲ سالگی به سلطنت رسید. تا رسیدن او به سن بلوغ ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک نایبالسلطنه بودند.
اندکی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه به اروپا رفت و پس از آنکه سردار سپه به وفاداری به شاه سوگند خورد باز به ایران برگشت. او بیش از هرچیز نگران وضع خود بود و به وضعیت نابسامان کشور چندان وقعی نمینهاد. با قدرت گرفتن سردار سپه و تحمیل خود به احمد شاه به عنوان نخست وزیر و نا خوشی اوضاع احمدشاه دلیل برآن شد که وی باز به اروپا برود. درهنگامی که او در آنجا بود با رای مجلس موسسانی که سردار سپه ترتیب داده بود بااز قدرت برکنار کردن آخرین «شاه» دودمان قاجار شاهنشاهی قاجاریان را به پایان رساند. وی در اسفندماه سال ۱۳۰۸ خورشیدی بر اثر ورم کلیه در محله «نویی» در پاریس در گذشت.