«آن یکی می گفت استر را که هی- از کجا می آیی ای فرخنده پی---- گفت: از حمام گرم کوی تو - گفت:خود پیداست از زانوی تو»
«آن یکی می گفت استر را که هی- از کجا می آیی ای فرخنده پی---- گفت: از حمام گرم کوی تو - گفت:خود پیداست از زانوی تو»
این صفحه هنوز در حال تکمیل است.