پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«زور داری، حرفت پیشه»
«زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد»
«زهر طرف که کشته شود اسلام است»
«زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون»
«زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن»
«زیر دمش سست است»
«زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم»
«زیر سرش بلند شده»
«زیر شالش قرصه»
«زیر کاسه نیم کاسه ایست»
«زیره به کرمان میبره»
«سال به دوازده ماه ما می بینیم یکدفعه هم تو ببین»
«سال به سال دریغ از پارسال»
«سالها میگذره تا شنبه به نوروز بیفته»
«سالی که نکوست از بهارش پیداست»
«سبوی خالی را بسبوی پر مزن»
«سبوی نو آب خنک دارد»
«سبیلش آویزان شد»
«سبیلش را باید چرب کرد»
«سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد»
«زپرشک آید و زن زاید و مهمان عزیزت ز در آید»
«سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی»
«سر بریده سخن نگوید»
«سر بزرگ بلای بزرگ داره»
«سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین»
«سر بی صاحب میتراشه»
«سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره»
«سر پیری و معرکه گیری»
«سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره»
«سر حلیم روغن میرود»