۱٬۰۰۱ ضربالمثل
ضربالمثلها
حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.
«سفره بی نان جله ، کوزه بی آب گله»
«سفره نیفتاده (نینداخته) بوی مشک میده»
«سفره نیفتاده یک عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب»
«سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه»
«سقش سیاه است»
«سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه»
«سگ باش، کوچک خونه نباش»
«سگ پاچه صاحبش را نمیگیره»
«سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت»
«سگ چیه که پشمش باشه»
«سگ درحضور ، به از برادر دور»
«سگ در خانه صاحبش شیره»
«سگ داد و سگ توله گرفت»
«سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه»
«سگ را که چاق کنند هار میشه»
«سگ زرد برادر شغاله»
«سگست آنکه با سگ رود در جوال»
«سگ سفید ضرر پنبه فروشه»
«سگ سیر دنبال کسی نمیره»
«سگش بهتر از خودشه»
«سگ که چاق شد ، گوشتش خوراکی نمیشه»
«سگ گر و قلاده زر»
«سگ ماده در لانه، شیر است»
«سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه»
«سگ نمک شناس به از آدم ناسپاس»
«سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه»
«سگی که برای خودش پشم نمیکند ، برای دیگران کشک نخواهد کرد»
«سگی که پارس کنه ، نمیگیره»
«سلام گرگ بی طمع نیست»
«سنگ به در بسته میخوره»