پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«سنگ بزرگ علامت نزدنه»
«سنگ بنداز بغلت واشه»
«سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه»
«سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه»
«سنگ مفت، گنجشک مفت»
«سنگی را که نتوان برداشت ، باید بوسد و گذاشت»
«سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه»
«سودا، به رضا، خویشی به خوشی»
«سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی ! ( (دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم)) ( (قصاب کاشانی))»
«سودا گر پنیر از شیشه میخوره»
«سودای نقد بوی مشک میده»
«سوراخ دعا را گم کرده»
«سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته»
«سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت»
«سهره (سیره) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه»
«سیب سرخ برای دست چلاق خوبه»
«سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده»
«سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره»
«سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد ! ( (تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد))»
«سیلی نقد به از حلوای نسیه»
«شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه»
«شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه»
«شاهنامه آخرش خوشه»
«شب دراز است و قلندر بیکار»
«شب سمور گذشت و لب تنور گذشت»
«شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد --- گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم»
«شبهای چهارشنبه هم غش میکنه»
«شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه»
«شپش توی جیبش منیژه خانومه»
«شتر اگر مرده هم باشد ، پوستش بار خره»